گرانی، بحران غله ونقش بانک جهانی وشرکاء

Daniel Sternنویسنده:

برگردان: نادر ساده

ظاهراً بانک جهانی و صندوق بین الملی پول می خواهند مشکلی را حل کنند که خود نیزمسبب آنند.

درسطح جهان اعتراضات بر علیه گرانی ادامه دارد. درروزشنبه هفته ی گذشته بعد ازاینکه 20000نفر کارگر نساجی درحومه ی "داه گاه" ( بنگلادش) به جنگ خیابانی با پلیس برخاستند، هزاران نفر نیز درشهر"پولاکاوانه" درآفریقای جنوبی برعلیه گرانی دست به تظاهرات زدند. همانگونه که شاهد بودیم شورش نان درشهرهای مختلف آفریقایی وآسیایی رخ داد و درهائیتی منطقه ی کارائیب، مردم خشمگین به کاخ ریاست جمهوری هجوم آوردند ووزیرکشورناچاربه کناره گیری شد.هم اکنون نیزصدها تن ازدستگیرشده گان نارامی های اخیردرکشورهای مختلف تحت محاکمات ومجازات های سنگین قرارگرفته اند.

اگراین اعتراضات مسا لمت آمیزبود،اخبارآن بندرت می توانست به تیتراول روزنامه ها درسطح بین المللی و محلی درآید وهمچون تظاهرات درآفریقای جنوبی نادیده گرفته می شد وبجای انعکاس این اعتراضات تنها گزارش افزایش قیمت غله در بازاربورس انعکاس می یافت.

البته که درآخرهفته ی گذشته بانک جهانی و صندوق بین المللی پول ناچارشدند درنشست سالانه شان در واشینگتن نسبت به جدیّت اوضاع هشداردهند.

رئیس بانک جهانی درمقابل دوربین خبرنگاران یک کیسه ی دوکلیوئی برنج را بلند کرد تا نشان دهد برای آن دربنگلادش یک خانواده فقیرناچار است نیمی ازدرآمد روزانه اش را هزینه نماید.

وی تاکید کرد:

برای اینکه بر بحران غله فائق شویم نیازبه یک "رفرم جدید" داریم.اشاره ی رئیس بانک جهانی به "رفرم جدید" روش دخالت دولتی درتنظیم روابط اقتصادی است که رئیس جمهورسابق آمریکا فرانکلین روزولت دردهه 30 ودردوره ی رکود بزرگ اقتصادی درپیش گرفت.

همگان می دانند که رئیس بانک جهانی خودش یک روزولت جدید نیست . او تنها ملتمسانه هشدارداده وفراخوانده است که جامعه جهانی باید تا اول ماه مه، 500 میلیون فرانک بعنوان کمک به تامین مواد خوراکی را آماده کند!

روشن است این نیازضروری است اما درازمدت چاره سازنیست. علاوه براین چنین فراخوانی بخودی خود تازه نیست. چنین فراخوان هایی ازطرف روسای دولت ها بارها صادرشده است که کمک ها به جهان سوم بیشتر شود، اما آنها کمتربه وعده شان عمل کرده اند.

درطرزفکررئیس بانک جهانی وهمکاران وی در صندوق بین المللی پول بحران کنونی برخاسته ازسیستم کنونی نیست. به گمان این آقایان، بحران ها پدید می آیند چون هنوزهمه چیزدر"بازارآزادجهانی " مطابق میل ایشان پیش نمی رود. بهمین دلیل فراخوان می دهند که اقدامات مبتکرانه انجام شود تا بموازات آن باصطلاح نسبت به " اقدامات خطا " هشداردهند. بعبارتی انجام اقداماتی نظیرکمک های دولتی روی مواد غذایی را خطا معرفی می نمایند. همچنین از نظر اینان گناه محسوب می شود اگرکه مالیات گمرکی صادرات افزایش یابد و یا اینکه قیمت ها بصورت دولتی تعیین گردد.

صندوق بین المللی پول و بانک جهانی به سیاست های تاکنونی خود به دیده ی نقد نمی نگرند.

این مسئله ای آشکاراست که این دوموسسه با دیکته ی مهر ونشان خود درسطح کشورهای پیشرفته ی جهان مستقیما در ایجاد وضعیت اقتصادی کنونی و نتایج مصیبت بارآن سهیم بوده اند. چنین است که هائیتی مجبورشد سال 1995 تحت فشاربانک جهانی و صندوق بین المللی پول، مالیات گمرکی وارادت برنج را از35 درصد به 3 درصد تقلیل دهد. نتیجه این بود که واردات برنج طی 9 سال 150درصد رشد داشت . سه چهارم برنج فروخته شده به هائیتی ازآمریکا وارد می شود وبا خود نیز تزلزل قیمت ها در سطح بازارجهانی را همراه می آورند. درمقابل برنج کاران فقیرهائیتی اما به فلاکت کشیده شده ویا اصلا ازخیِرکشاورزی گذشته اند ودر مقابل درخواست وام؛ این کشوربخشی از استقلال غذایی اش را باخته است تا درچرخه ی بازارجهانی قرارگیرد چراکه باورایدئولوگهای نئولیبرال چنین است:

"گمرک بد و رقابت بین المللی خوب است وهرکشورباید آنچه راتولید کند که بهترازهرچیز دیگرازعهده ی تولید آن برمی آید. تجارت آزاد نیز به نفع همه است ."

اقتصاد جهان براساس قاعده ی قدرت ومنطق سود کارمی کند. وقتی آمریکا و اروپا فکرمی کنند باید وابستگی خود به کشورهای تولید کننده نفت را کاهش دهند؛ آنها ازکشت دانه ها برای تولید مواد اولیه ی سوخت غیرفسیلی حمایت می کنند. حال این عمل با تبلیغات ایدئولوژیک آنها مطابق است یا نه بماند. آنها همواره می خواهند با چشم بندی چنین وانمود کنند که این یک عمل اکولوژیک است .

آنچه روشن است ما می دانیم برخلاف ادعاها از این طریق عرضه ی مواد اولیه غذایی برای انسانها و دام کم می گردد. کمبود هم به افزایش قیمت ها می انجامد و از این طریق است که می بینیم در بازار رقابتی ، جایی که قیمت ها تعیین می گردد،هر کس تلاش می کند قیمت ها را مدام بالاترببرد . این است معنای " تجارت آزاد " در سیستم کنونی وبدین ترتیب قیمت های بالا، دهقانانی را نیز مجبورکرده که محصولاتی را کشت کنند که دربازارمشتری خودش را دارد.

تسلط این طرزتلقی در همه جا آرزوی مدافعان اقتصاد نئولیبرال است.تلقی که درتولید محصولاتی نظیرساعت وکفش و تلفن همراه شاید هنوززمینه ی عملی داشته باشد، ولی درزمینه ی مواد خوراکی اولیه نمی تواند راه حل رفع گرسنگی و بازدارنده ی فقروفلاکت بیشترباشد. چراکه نمی توان خط تولید کشاورزی را از امروزبه فردا تغییرداد.

حالا کسانی که دهقانان فقیر را با حربه ی " انطباق ساختاری " از ریشه به نیستی کشانده اند و آنان را مجبورکرده اند که اززمین کارو کشت و زندگی خود دست بشویند وبه حاشیه شهرها کشانده شوند، باید مطمئن باشند نمی توانند با وعده ی "چشم اندازبازار"، دوباره درترغیب تولید ذرت وبرنج موعظه سرایی نمایند .